فرهاد ميرزا

33

سفرنامه فرهاد ميرزا ( فارسى )

شمال به جنوب مىرود . در چاپارخانهء كلولى ، پخل‌نيك بلوك گوگ‌چاى با اعوان خود به استقبال آمد . قدرى هم تركى مىدانست . مير صادقخان با قزاق خود مرخص شدند . رييس اين قزاق ساروخان است . در نزديكى آق‌سو در بين راه قريه شيخ مزيد است كه باغات فراوان دارد . صاحب‌منصب آق‌سو تا پنج ورس مشايعت كرد . در اول منزل چون باران مىآمد او را مرخص كرديم . به ميرزا فرج مترجم گفتم كه زحمت نكشد ، گفت : « قرض من است ، بايد ادا كنم . » تا پنج ورسى آمد كه حد او تمام شد و مرخص شد . سواران قزاق همراه ما بودند . قريهء آجىدره و قريهء كلاياغ‌لى - با فتح كاف عربى - دو قريهء معتبرى است . باغستان زياد دارد [ و ] سرحد ميان بلوك آق‌سو و گوگ‌چاى است و تا آق‌سوده ورس است . در غربى قريهء كلاياغ‌لى رودخانهء گردمان - با كاف فارسى مكسور - است . حالا چندان آب نداشت ولى مسيل بزرگ دارد كه به قدر يك ورس عرض مسيل است . در بهار سيلاب سخت دارد و از شمال به جنوب جارى است كه سيلاب او به رودخانه كر مىريزد . از كلولى تا گوگ‌چاى هرچه پايين چاپارخانه‌ها است - كه طرف جنوب است - بلوك برگشاط است كه هشتاد قريه است . [ برگشاط ] از بلوكات حاصلخيز معروف آن صفحات است و تا كنار كر مىكشد . بلوك را به اسم قريه برگشاط مىخوانند . خود برگشاط هم هفتصد خانه دارد و يك حمام ندارد سهل است ، در تمام بلوك برگشاط يك حمام نيست و هرچه بالا دست چاپارخانه است - كه طرف شمال است - بلوك لاهيج است كه حد غربى او رودخانهء گوگ‌چاى است . از كلولى تا منزل همه‌جا صحراى مسطح و چمن است كه در بهار يك قطعه زمرد است . به چاپارخانهء قرامريم نرسيده در طرف يمين راه به مسافتى قريب قريهء معتبرى است كه باغستان دارد موسوم به يكه‌خانه . نصف او شيعه و نصف سنّى است . قريهء ديگرى در دامنهء كوه به مسافت بعيد است موسوم به قرايازى ، كه باغستان دارد و تمام او شيعه است . قرامريم نيز نصف شيعه است . ملّاى آن‌جا ملا حسين با شيعه‌ها به استقبال آمده بودند . نصف قرامريم مالاغان است . مالاغان طايفه‌اى از روس است كه كشيش ندارند و بخلاف مذهب روس است . هفده ورس از قرامريم گذشته در يسار راه اول باغستان قريه قرابقال است كه قريهء عظيمى است . پايين او قريهء بغر - با باء موحده و راء مهمله بر وزن چيغر - است كه ميانشان يك ورس فاصله است . از گوگ‌چاى گذشته به منزل رسيديم . قريهء گوگ‌چاى را اعليحضرت امپراطور خيال دارند كه شهر بكنند . حالا هم خانه‌هاى خوب ساخته‌اند و بازار [ هم ] ساخته‌اند . ما را پخل‌نيك در ديوانخانهء خود كه چندين اطاق داشت منزل داده بود . از روبروى اطاق‌ها نهر آبى جارى است . تا چاپارخانه قدرى مسافت داشت . گوگ‌چاى آب بسيار خوبى دارد كه از كوه قابلا و شاه‌داغى كه از شعبه‌هاى جبال داغستان است مىآيد . حالا هم كه فصل خريف است به قدر پنجاه سنگ آب دارد . امروز تمام ، رو به مغرب حركت كرديم . اسم پخل‌نيك اين‌جا اندرى فليك سويج و